چه لذتی داره چیدن یه سیب
از درخت تو حیاط ساعت ۱:۳۰ شب 
وقتی بارون هم بباره
ادم که میاد یه سیب بچینه
همه ی قطره های بارونی که
درخت برای خودش از آسمون گرفته می پاشه تو صورتت.
لذت بخش تر از اون خوردنه همون سیبه تو همون حیاط زیره همون بارونه و فکر کردن به ...
اینجاست که اشکات لای بارونا گم میشه
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 2:3  توسط پری
|
روزی به هنگام برآمدن آفتاب جهان دیگر
برایت این ترانه راخواهم خواند:
"تو راپیش از این در روشنای زمین در عشق یک انسان دیده ام"
تاگور
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:12  توسط پری
|
قله را پیموده ام
و پناهی نیافتم
در ارتفاع بی سر پناه وبه ثمر آواز
راهنمای من
مرا پیش از آنکه روشنا رنگ ببازد
به دره آرامش هدایت کن
...................................................
یا لطیف
خلقم کن،دوباره مرا از من خلق کن
هنوز وجودم خاک دارد، ندادمش به آتش
یا لطیف
دوباره سجده میکنم
مرا ز درگاه خویش مران
یا لطیف
ارحم عبدک الضعیف،ارحم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 15:29  توسط پری
|